يك رو در بايستي مقدّس...
يك رو در بايستي مقدّس...
○ يكي دو ماه از شروع سال تحصيلي جديد ميگذرد و من هنوز برنامه درسي خود را نبستهام. سال گذشته هم تا اواسط سال همين وضعيت را داشتم. مشكل اينجاست كه هنوز نتوانستهام اولويّتبندي كنم، نميدانم به كدام درس و چرا، بايد اهميت بيشتري بدهم؟، از پارسال كه مكاسب را شروع كردم دچار اين احساس شدم، مكاسب را دوست دارم، رسائل هم مفيد است، هر دو را با علاقه ميخوانم. رجال و تفسير هم برايم شيرين است، از تفسير لذّت ميبرم. چندي پيش به واسطه يكي از دوستانم اشارات شيخ را شروع كرديم. از خواندن معقول هم خرسندم... .
□ تزلزل در تصميمگيري، امروز اين انتخاب و فردا دلزدگي و انتخابي نو، امروز اين درس و فردا درسي ديگر، امروز مدرسه فقهي و فردا مؤسسه و شايد ديگر روز مركز تخصّصي و شايد هم دانشگاه ... .
ترديد، سردرگمي، شتابزدگي در تصميمگيري، نداشتن هدف محكم قابل دفاع براي قانع كردن خود؛ در نتيجه بوجود آمدن فشارهاي روحي و رواني و بههمخوردن آرامش و ثبات طلاب كه در حوزه، حياتي است... .
○ ماه رمضان سال گذشته براي تبليغ به يكي از خوابگاههاي دانشجويي رفتم. آنچه خوانده بودم با آنچه ميخواستند خيلي فاصله داشت. بقول شيخ اعظم: «ما وجد لم يقصد و ما قصد لم يوجد»
چه سعادتي، همان چيزي كه شهيد مطهري بعد از رفتن به تهران به آن رسيده بود، من هم به آن رسيدهام.
جالب است هنوز قصّه همان قصّه است كما كان بدون راه چاره بيشتر از 30 سال ... .
□ ممكن است چنين طلبهاي در ظاهر چيزي به زبان نياورد و خلاف قاعده رفتار نكند و در درون خود بار عظيمي از تضادّها و تناقضهاي حلّ نشده را تحمّل كند و شايد بعد از مدتي بشكند و پشيمان شود و احساس كند عمرش تلف شده است. البته هنوز همان صفا و اخلاص و فداكاري را هم داشته باشد و تنها به دليل يك رو در بايستي مقدّس مسيرش را طي كند ... .
○ بالاخره ماندهامّ نه براي درس ميتوانم برنامهريزي كنم و نه براي فعاليتهاي فرهنگي و عقيدتي (كه آنرا هم از وظايف اصلي خود ميدانم). گاهي احساس ميكنم دارم وقت تلف ميكنم، البته ميدانم اين طور نيست، اين را دلم ميگويد، به دلم خيلي مطمئن هستم زيرا روز اوّل هم ميدانستم كه گام در يك مسير مقدّس گذاشتهام ولي الآن خيلي نگرانم، ميترسم كه خوب نتوانم برنامهريزي كنم.
□ طلبهها بايد در ابتداي ورودشان به حوزه و در ادامه مسيرشان تصوير و تعريف واضح و شفافي از حوزه و كاركردهايش داشته باشند تا با اين ملاك بتوانند به خوبي ارزيابي كنند كه آيا موفق بودهاند يا نه؟ آيا درست آمدهاند يا نه؟ و اين مهم، تعارف بردار نيست. همه طلبهها بيشتر از بسياري از مسائل خود، بايد به هويت طلبگي و جايگاه خود فكر كنند و دربارة آن پرس و جو كنند ... .
