... از نان شب واجبتر
... از نان شب واجبتر
هيچ كس از يك پرستار و تكنيسين و ماما، توقّع كار پزشك را ندارد، همانگونه كه از يك پزشك عمومي توانايي يك پزشك متخصّص انتظار نميرود؛ همين طور نسبت به معلم، كارگر، كارمند و بازاري ... مردم از هركدام به مقتضاي صنف خود انتظاري دارند و خود آنها هم ميدانند چه بايد بكنند و چه كارهاند؟ مأموريتهاي هر صنف، با صنف ديگر اشتباه گرفته نميشود يعني مرز بين هر صنف با صنف ديگر، و نيز در هر صنف، مرتبهها مشخص و متمايز است ... . ولي نميدانم چرا نوبت به ما طلبهها كه ميرسد اين انتظارات و توقعات يكي ميشود و حدّ و حدود واضحي ندارد.
اين ابهام فقط مختصّ مردم جامعه نيست، بلكه گاهي خود من هم نميدانم چه توقع و انتظاري بايد از خود داشته باشم؟
علّت اين ابهام، « عدم تبيين صحيح هويت صنفي روحاني و نظام مأموريتهاي طلبه » ميباشد. اگر اين موضوع به خوبي اوّلاً براي خود طلبه و ثانياً براي جامعه بازگو شود، توقعات و انتظارات واقعيتر ميشود. اگر اين مهم رخ دهد، ديگر فرصتها نميسوزد، استعدادها فراموش نميشود، و مسير طولاني حوزه با ثبات قدم بيشتري طي خواهد شد... .
