تبليغاتX
نشريه خشت اول

نشريه خشت اول

قم - 45 متري صدوق - نبش كوچه 34 - ساختمان انجمن‌هاي علمي - طبقه 4 - (2927752 - 0251)

هويت حوزه، در يك نگاه جهاني

هويت حوزه، در يك نگاه جهاني

اشاره:

حجت الاسلام و المسلمين دكتر شمالي، عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) و بخش بين الملل جامعه الزهرا(س)، تحصيلات متوسطه: تهران، مدرسه تيزهوشان دكتر برومند – سال ورود به حوزه: 1361، سال شروع درس خارج 1368، سال شروع تحصيلات دانشگاهي: 1368، دانشگاه تهران، كارشناسي فلسفه غرب – محل اخذ دكترا: انگلستان، حوزه تخصصي: فلسفه اخلاق.

ايشان با توجه به تسلط خوبي كه به زبان انگليسي و عربي دارند، در كشور انگلستان به غير از اشتغال به تحصيل به امر تبليغ شيعه نيز همت گمارده‌اند كه در اين زمينه تجربه‌هاي موفقي داشته‌اند.

بر اين باوريم كه دانستن نگاه جهاني به حوزه به طلاب كمك مي‌كند تا هويت خويش را بهتر بيابند. در اين راستا از ايشان دربارة ماهيت، جايگاه حوزه شيعي و چگونگي تأثير گذاري آن در جهان امروز سؤالاتي كرده‌ايم. اين نوشته حاصل اين گفتگو است.

با تشكر از ايشان شما را به خواندن آن دعوت مي‌كنيم.

* * *

اساس بحث ما اين است كه حوزه چيست و چه جايگاهي در جهان امروز دارد؟ در دنياي معاصري كه بيش از 6 ميليارد نفر زندگي مي‌كنند، حوزه‌هاي علميه شيعه چقدر تأثيرگذار هستند. به عبارت ديگر از بيرونِ حوزه و خارج از كشور ما، چه نگاهي به حوزه مي‌شود؟ بهتر است در ابتدا تعريف ساده‌اي از حوزه ارائه كنيم. به نظر مي‌رسد حوزه جايگاهي است براي كساني كه اولاً به دنبال كسب علم و تقوا هستند و ثانياً خود را نسبت به جامعه اسلامي و در درجة بعد، هر كس كه طالب و تشنة حقيقت است؛ مسئول دانسته و براي رساندن حقيقت به او احساس وظيفه مي‌كنند.

شما مي‌بينيد در روايات ما بين عابد و عالم فرق گذاشته شده و عالم بر عابد برتري داده شده است چرا كه نتيجة تلاشهاي عابد، صرفاً مخصوص خود اوست ولي عالم و كسي كه به تعبير اميرالمؤمنين(ع) متعلّم بر سبيل نجات است، از همان ابتدا به فكر اين است كه نتيجة علم و تقواي خود را به طالبان و نيازمندان آن برساند. با اين تعريف به افق وسيع فراروي حوزه‌هاي علميه مي‌رسيم. در هر دو جنبة كسب علم و تقوا و تبليغ؛ ما كارهاي فراواني انجام داده‌ايم امّا هنوز هم خلاءهاي فراواني داريم.

به طور نسبي، سالم‌ترين، دلسوزترين و حق مدارترين طيف‌ها؛ طيف حوزوي بوده‌اند امّا علاوه بر پُر كردن خلاءها بايد مراقبت كرد تا دچار آفت نشويم. من در اين سال‌هايي كه به نحوي با قشرهاي مختلف دانشجو، ايراني‌هاي مقيم خارج و حتّي غير ايراني‌ها برخورد داشته‌ام؛ در بين آنها، انسان‌هاي بسيار با تقوا و وارسته زياد ديده‌ام امّا دريك نگاه كلّي، آن قشري كه بيش از همه آمادگي دارد تا بخاطر اسلام، فدا شود و از آبروي خود بگذرد؛ همين قشر حوزوي است؛ چون از ابتدا دغدغه‌اش اين بوده كه چطور مي‌تواند اسلام را به خوبي فرابگيرد، به خوبي منتقل كند و از آن دفاع كند. البته معناي اين صحبت، اين است كه همة حوزويان اين‌گونه‌اند يا همة غير حوزوي‌ها از اين شاخصه محرومند.

ما بايد به يك عقلانيتي دست يابيم كه بر اساس آن نيروهاي خود را تقسيم كنيم، يعني افراد را با توجّه به توانايي‌هايي كه دارند به وظايف مختلف بگماريم تا هر كسي در تخصّص خودش انجام وظيفه كند. در راستاي تعريفي كه از حوزه داشتيم يكي از وظايف حوزه، انتقال حقيقت به ديگران است. تخصص تبليغ بايد اين وظيفه را عهده‌دار شود؛ تخصّصي كه مطمئناً يكي از اركان هويت طلبه را تشكيل مي‌دهد.

مسئله تبليغ در حوزه علميه از گذشته داراي اهميّت زيادي بوده است. شما مي‌بينيد كه اصلاً سيستم درسي حوزه به گونه‌اي شكل گرفته كه مسئله تبليغ در آن لحاظ شده است. مثلاً كلاسهاي درسي در دهة اول محرم و دهه آخر صفر و ... تعطيل است؛ براي اينكه طلبه‌ها بتوانند وظيفه تبليغي خود را انجام دهند. معمولاً آن چيزي كه از تبليغ برداشت مي‌شود، بيشتر تبليغ در داخل كشور و حداكثر محيط‌هاي اسلامي و جوامع عمدتاً شيعي است. قبل از انقلاب، حكومتِ وقت امكانات ارتباط با خارج از كشور را به حوزه نمي‌داد امّا بزرگان حوزه مي‌خواستند توجّه بيروني و بين المللي داشته باشند لذا از كانالهاي خاص اين ارتباط را برقرار مي‌كردند از جمله تأسيس مركز اسلامي هامبورگ توسط آيت الله العظمي بروجردي(ره) بود.

با وجود اينها و حتّي به مدد كمكهاي دولت به حوزه پس از انقلاب، باز هم به نظر مي‌رسد كه در مقايسه با مجامع و سازمانهاي ديني و روحاني اديان ديگر، حوزه خيلي بسته‌تر و محدود‌تر عمل كرده است مثلاً كليساي كاتوليك در واقع به يك شبكه جهاني تبديل شده است. پاپ در هر كشوري نماينده و تشكيلات ديني منظّمي دارد. شايد مقداري از اين كم توجهي‌ها بخاطر اين بوده كه شيعه در اقليّت، و معمولاً در منطقة خاور ميانه متمركز بوده است. امّا شما مي‌بينيد كه يهودي‌ها نيز با اينكه در اقليّت بودند و در عين آوارگي و درماندگي در جهان پخش شده بودند؛ باز هم مسئولان فكري و متوليان ديني آنها تشكيلات ديني منظمي را انسجام بخشيده و حتّي براي تمام جهان نقشه كشيده‌اند.

اين عدم انسجام علل مختلفي دارد كه بايد شناسايي شوند. مثلاً شهيد مطهري(ره) نقل مي‌كنند كه آيت الله بروجردي(ره) به يكي از روحانيون گفته بودند: شما براي تبليغ اسلام به ژاپن برويد؛ و آن روحاني گفته بود كه من عمري در دامان اسلام زندگي كردم؛ اگر به آنجا بروم و بعد بميرم مرا آنجا دفن مي‌كنند در حالي كه من دوست دارم در قبرستان مسلمين دفن شوم؛ لذا از رفتن به ژاپن امتناع كرد. در حالي كه خيلي از روحانيون اهل سنت براي تبليغ به آنجا رفتن و با سبك و سياق مذهب خودشان، تعدادي را به طرف اسلام جذب كردند.

يكي ديگر از علل ضعف تبليغ در خارج كشور اين است كه بسياري از طلبه‌ها، زبان خارجي بلد نيستند لذا خيلي از كارهايي كه بايد انجام مي‌شده هنوز زمين مانده است. امروزه زبان انگليسي راحت‌ترين زبان براي يادگيري و برقراري ارتباط با مخاطب مي‌باشد امّا هنوز ما يك دوره تفسير مختصر شيعه به زبان انگليسي نداريم يا يك دوره كامل از حديث شيعه به زبان انگليسي نداريم، قسمتهايي از اصول كافي يا چند كتاب تك جلدي مثل تحف العقول و امالي اخيراً ترجمه شده است امّا هنوز كتابهاي عمدة ما در معارف قرآني و حديث و فلسفي و ... به زبانهاي ديگر ترجمه نشده است. در حالي كه اين از وظايف و رسالتهاي مهمّ حوزه در راستاي نشر اسلام در سراسر جهان است و طلبه‌ها بايد در اين زمينه‌ها فعاليت كنند.

حركت شرق‌شناسي گرچه مانند گذشته پر رونق نيست امّا در همان كارهاي انجام شده نيز، مستشرقان خيلي به شيعه توجّه نداشته‌اند چون معمولاً آشنايي آنها با اسلام از طريق اهل سنّت و منابع آنها بوده است لذا گاهي ديده مي‌شود كه در بحث‌هاي كلامي دربارة شيعه، كمتر از فرقه‌هاي تقريباً منقرضي مثل خوارج بحث كرده‌اند. متأسفانه مستشرقين دربارة تسنّن و تشيّع همچون جريان ارتدوكس و غير ارتدوكسِ خودشان عمل كرده‌اند يعني گفته‌اند جريان ارتدوكسِ اسلام و شعبه اصلي اسلام، تسنّن است و تشيّع هم يك جريان فرقه‌اي و حاشيه‌اي و فرعي مثل غير ارتدوكس است. متأسفانه اطلاعات جهان غرب از تشيّع هم محدود مي‌شود به همين آثار مسترشقان، البته حضور ديپلماتهاي خارجي در كشورهاي مسلمان نيز در جمع‌آوري اطلاعات بي‌تأثير نيست.

مثلاً در سالهاي قبل از انقلاب، ديپلماتهاي انگليسي يا آمريكايي در ايران، در جهت فعاليت‌هاي راهبردي خود، اطلاعات مهمي از ايران را جمع‌آوري كردند. يكي از دوستان من كه بورسيه دانشگاه منچستر بود پروژه‌اي راجع به نهضت نفت در ايران داشت. چنين تحقيقي طبيعي است كه در ايران انجام شود امّا توجيه دوستم اين بود كه در كتابخانه انگلستان (British Library) كه مثلاً كتابخانه ملّي آنهاست و غني‌ترين كتابخانه است – اسناد و مداركي راجع به ايران هست كه در خودِ ايران پيدا نمي‌شود. همين دوستم نقل مي‌كرد كه در همان كتابخانه به اسناد دقيقي برخورد كرده بود كه در آنها اطّلاعات مهمّي درباره ايران، حتي روستاها آمده است؛ اطلاعاتي همچون روابط اهالي روستا، نقاط ضعف و قوّت، چگونگي نفوذ و ايجاد رابطه با آنها و ... . البته اين ديپلماتها اين اطّلاعات را در راستاي بهره‌برداري‌هاي خودشان جمع‌آوري كرده‌اند و هدفشان معرّفي ايران يا شيعه نبوده است. امّا هر از چند گاهي برخي از اطلاعاتِ سوخته خود را براي عموم منتشر مي‌كنند. مثلاً آقاي فولر كه يك ديپلمات آمريكايي بود و در بخش كشورهاي حوزه خليج فارس در «سيا» (CIA) كار مي‌كرد اخيراً كتابي نوشت كه خيلي هم معروف شد. اسم كتاب «شيعيانِ عرب، مسلمانانِ فراموش شده» (The Arab Shia, Forgotten Moslems) است كه در آن خصوصيات فرهنگ شيعيان خليج فارس را توضيح داده است.

امروزه بعد از تحقق انقلاب اسلامي ايران و استمرار 25 سالة آن و وجود علاقمندانِ انقلاب اسلامي مثل شيعيان لبنان، كشورهاي خليج فارس، عراق، افغانستان، پاكستان و هند؛ شيعه بيش از پيش به جهان معرّفي شده است. در حال حاضر كلماتي مثل شيعه، تشيّع، آيت الله و امثال اين اصطلاحات جزء زبان انگليسي شده و در فرهنگ لغات آنها آورده مي‌شود.

مشكلات سياسي كشورهاي خاورميانه و فشارهاي وارد شده بر شيعيان آنها مثلاً فشارهاي صدام بر شيعيانِ عراق يا فشارهاي وارده بر شيعيان لبنان باعث شده كه تعداد زيادي از آنها با مهاجرت خود به اروپا و آمريكا سبب معرّفي فرهنگ شيعي به جهان امروز شوند. امروز در شهرهاي مهم انگلستان حتماً تجمّع عراقي‌ها يا لبناني‌ها وجود دارد. بعضي از شيعيان لبنان، از قديم در آرژانتين يا در ديترويتِ آمريكا ساكن هستند. تعداد زيادي از تحصيل‌كردگان بحرين مهاجرت كرده‌اند. امّا براي آنها زمينه كار علمي مناسب فراهم نيست. در لندن روحانيون زيادي وجود دارند امّا متأسفانه تعداد كمي از آنها شيعه هستند. اين مهاجرت نقاط اتصال فرهنگ ما را با فرهنگ غرب زياد مي‌كند و سبب برقراري ارتباط و معرّفي فرهنگ شيعي مي‌شود. در سال آخري كه من انگلستان بودم سعي كردم ارتباط بيشتري با مراكز شيعي برقرار كنم. وقتي بررسي كرديم ديديم حدود 50 – 60 مركز شيعي در اندازه‌ها و فعاليت‌هاي مختلف در انگلستان كار مي‌كنند كه اين نشان‌دهندة حضور زياد شيعيان در آنجاست، البته بايد انسجام و ارتباط اين مراكز با هم بيشتر شود. مثلاً هر مركزي جداگانه مراسم ميلاد پيامبر اكرم(ص) و امام جعفر صادق(ع) را برگزار مي‌كرد. در منطقه ما 12 مركز شيعي بود كه با هماهنگي ما براي اولين بار يك مراسم مشترك ميلاد برگزار كردند. در بعضي كشورها مثل فرانسه به مراكز شيعي آزادي عمل نمي‌دهند و محدوديت‌ها بيش از انگلستان است.

امروزه نمي‌توان كسي را پيدا كرد كه مدّعي باشد ايده و پيامي دارد ولي نمي‌تواند به گوش ديگران برساند. مثل قديم نيست كه تبليغات منحصر در چاپ و پُست باشد. امروز با كامپيوتر و اينترنت و رسانه‌هاي خبري مختلف، مي‌توان هر پيامي را با كمترين هزينه به تمامي جهان ابلاغ كرد. در اين زمينه جاي كار فراواني وجود دارد كه بايد طلبه‌هاي ما فكري بكنند و حركت‌هايي را آغاز كنند. مثلاً گروهي از جوانان شيعه در آمريكا بطور داوطلبانه جمع شده‌اند و با صرف پول و زمان از خودشان يك پروژة عظيمي را انجام داده‌اند كه روز به روز هم بهتر مي‌شود و شايد كمتر مركز وابسته به دولت يا دفاتر مراجع محترم توانسته باشد به اندازة اينها زحمت بكشد و اسلام را معرّفي كند. اين جوانان يك سايت اينترنتي با آدرس www.aleslam.org راه‌اندازي كرده‌اند كه كلّ دنيا از نتيجة زحمات آنها استفاده مي‌كند. يكي از كارهاي آنها اين بود كه دربارة غدير دست به كار شدند و روايات مربوطه را در كتابهاي اهل تسنن شناسايي كردندو از صفحات اين كتاب تصوير‌برداري (SCAN) كردند و با ترجمه در سايت قرار دادند تا كسي نتواند نقل آنها را از منابع اهل تسنن، خدشه دار كند. حدود دو سال پيش عده‌اي كه مخالف تشيّع بودند مركز اينترنتي پشتيبان آنها (Service Provider) را تحت فشار قرار دادند و چند روزي سايت آنها را قطع كردند امّا با تلاش و پيگيري اين جوانان سايت دوباره راه‌اندازي شد.

يك مورد ديگر، جوان شيعي ساكن لندن كه به طور فردي سايتي را با نام (www.inmaisanmids.com) راه‌اندازي كرد و عكس‌هاي راهپيمايي‌هاي روز قدس لندن را را در آن قرار داد. بعداً چند CD دربارة هنر در عصر انقلاب اسلامي و بازيهاي بچه‌ها و ... درست كرد. بعد از اوج‌گيري انتفاضه فلسطين شروع كرد به تحقيق دربارة شركتها و كارخانه‌هايي كه به رژيم اسرائيل كمك مي‌كنند. بعد از شناسايي، اسامي آنها را با اسناد و مدارك روي سايت خود قرار داد تا همة مسلمانان از آن اطلاع پيدا كنند. آن قدر مراجعه به سايت او زياد بود كه سرويس دهنده (Service Provider) معترض شده بود! صهيونيست‌ها هم فشار آوردند كه نبايد به او سرويس بدهيد، تا اينكه سرويس او را قطع كردند. او هم مجبور شد با اينكه در انگليس بود از آلمان سرويس اينترنتي بگيرد. بعداً كارش به دادگاه كشيد امّا از خودش دفاع كرد كه من هيچ مطلب كذب يا تحريك كننده‌اي را عليه كسي ننوشته‌ام!

شما ببينيد يك نفر توانسته است اينقدر مؤثر باشد و پيام خودش را برساند. اگر گروهي با حمايت مالي مناسب تشكيل شود، مي‌تواند خيلي تأثيرگذار باشد، امروز جهان تشنة پيام شماست، انتقال پيام از طريق پلهاي فراوان ارتباطي هم به سادگي ممكن است؛ تنها نكته مهم، پردازش محتواي پيام است. قرار نيست ما از خودمان پيام بتراشيم، بلكه بايد عرصه‌هاي جديد معارف ديني را كشف كنيم و متناسب با نياز و فهم جهان امروز و با زبان امروزي آنها را منتقل كنيم.

فعاليت در داخل يا خارج كشور كداميك اولويت دارد. بايد گفت اين طور نيست كه دربارة اين مسئله اول بايد به داخل كشور بپردازيم و بعداً در خارج از كشور فعاليت كنيم. بلكه اصلاً براي اصلاح داخل كشور بايد كار بيروني هم صورت گيرد. يعني اگر شما در عرصة بين الملل قوي باشيد، پشتوانة خوبي براي حل مسائل فرهنگي داخل كشور خواهيد داشت. مثلاً ارتباطهاي فرهنگي كه با مسيحيان يا يهوديان بر قرار مي‌كنيم در واقع با دنيا ارتباط برقرار كرده‌ايم و اين ارتباطها فشار سياسي وارد بر ايران را كم مي‌كند. بسياري از برخوردهاي نامناسب خارجي با ما، بخاطر اين است كه ما را نمي‌شناسند و نمي‌دانند چه اعتقادات و تفكّراتي داريم. اگر حوزه‌ها فعّال باشند و بتوانند خودشان را به خوبي معرّفي كنند بسياري از اين برخوردها از بين مي‌رود يا تلطيف مي‌شود.

امروز حوزه‌هاي علميه در برقراري ارتباطهاي خارجي ضعف دارند شما در حوزه علميه متولّي مشخصي براي مسائل بين المللي نداريد. مثلاً بخش روابط بين الملل يا معاونت بين الملل در حوزه نداريد. سازمانهايي مثل مركز جهاني علوم اسلامي يا مجمع جهاني اهل بيت(ع) كارها و ارتباطهاي خارجي دارند امّا آنها تا حدّي حوزوي محسوب مي‌شوند و حوزه علميه خودش بايد مستقلاً در بخش روابط بين الملل فعّال باشد، چون هر مؤسسه‌اي متناسب با نيازها و اهداف سازماني و توانايي‌هاي خود با جهان خارج ارتباط برقرار مي‌كند. لذا حوزه بايد چنين معاونت يا مركزي را راه‌اندازي كند. همانطور كه ذكر شد واتيكان تشكيلات منظم و فراگير جهاني دارد، ما هم بايد با برنامه‌ريزي زماني، حركتي را آغاز كنيم و هدفي را مشخص كنيم كه تا 20 يا 30 سال ديگر مي‌خواهيم به آن هدف برسيم.

يكي از كارهايي كه مسيحيان جهت تبليغ پيام خودشان انجام مي‌دهند برگزاري نشست‌ها و همايشهاي علمي - فرهنگي بين المللي است. از تمام جهان و تمامي اديان و مذاهب، نمايندگاني را دعوت مي‌كنند و برنامه‌هايي را جهت آشنايي جهان با مسيحيت و ابلاغ پيام خودشان برگزار مي‌كنند. اين فعاليت‌ها نشان‌دهندة حضور قوي و فعّال آنها در حوزة ارتباط جهاني مي‌باشد. حوزة علميه شيعه نيز بايد در همين راستا حركت‌هاي مشابهي را ساماندهي كند.

اگر ما حتي از همين همايشها و سفرهاي فرهنگي به عنوان پل‌هاي ارتباطي بهره‌برداري كنيم نتايج مفيدي حاصل مي‌شود چراكه از طرف مقابل هم، علاقه و استقبال زيادي براي سفر به ايران و آشنايي با فرهنگ شيعه و حوزه‌هاي علميه وجود دارد، چون ايران تنها كشوري است كه داعيه دارد حكومت اسلامي شيعي است و اين مطلب از نظر سياسي هم براي آنها جالب توجه است. يكي از مشكلات حوزه اين است كه نمي‌توانند خود را با اين استقبال‌ها و تقاضاهايي كه از خارج وجود دارد، تطبيق بدهد. مثلاً من در بخش بين الملل جامعه الزهرا هستم، مي‌بينم كه تقاضاهاي زيادي از افراد فارغ التحصيل دانشگاههاي خارج از ايران براي ورود به حوزه وجود دارد اما ما نمي‌توانيم همة آنها را بپذيريم و تحت پوشش قرار دهيم.

مثلاً همين چند وقت پيش، 10 نفر از خوجه‌هاي ماداگاسكار خيلي اصرار داشتند كه به قم بيايند و در حوزه علوم ديني ادامه تحصيل بدهند. خوجه‌هاي ماداگاسكار از گروههاي شيعه‌اي هستند كه خيلي متشكّل و منظم‌اند و وضع مالي خوبي هم دارند. با اينكه روابط ماداگاسكار و فرانسه هم خيلي خوب است و مي‌توانستند به راحتي براي ادامه تحصيل به فرانسه بروند ولي اصرار داشتند كه به قم بيايند. ما هم فقط تعداد محدودي را توانستيم بياوريم.

خيلي از دوستان مسيحي ما وقتي اسم قم را مي‌شنوند علاقمندند به قم بيايند و اينجا را ببينند. سال گذشته دو نفر از آنها را به قم آوردم. خيلي تحت تأثير قرار گرفتند. به هر حال اگر خوب دقت كنيد متوجه مي‌شويد كه فضاي خيلي خوبي داريم. امكانات هم هست. علاقمندان زيادي هم هستند كه مي‌خواهند پيامهاي شما را بشنوند فقط بايد همت كرد و با برنامه‌ريزي كار كرد. اما نكته‌اي كه بايد به آن دقت شود اين است كه شما نبايد احساساتي و شتاب زده عمل كنيد. برنامه‌ريزي بايد عميق، همه جانبه و در گستره يك جامعه جهاني شيعي باشد. يعني شما نمي‌توانيد به اين دليل كه در خارج از كشور، فضاي كار زيادي وجود دارد از اولويت‌هاي داخل كشور يا مهم‌تر از آن، از كسب پيش‌نيازهاي لازم چشم بپوشيد. كسب علم و تقوا براي ساختن خودمان و معرفي پيام اسلام متناسب با جهان معاصر يك پيش نياز بسيار ضروري است. اگر انساني با علم و تقوا و زبان روز پيدا شد مسلّم بدانيد در هر جا كه باشد، در روستا يا شهر در خارج يا داخل كشور، ماية خير و بركت است. دوستان در عين اينكه بايد دغدغه و نگراني جامعة اسلامي را در داخل و خارج از كشور داشته باشند بايد مراقب باشند كه از جريان تحصيل علم و تقوا عقب نمانند. اين قدم‌هاي اول راه است كه بايد برداشته شود بعد از آن، «خود راه بگويدت كه چون بايد رفت» هر قدم كه برداشته شود، قدم بعدي روشن مي‌شود. دربارة همين پيش‌نياز لازم يكي از اساتيد ما از شهيد بهشتي(ره) نقل مي‌كرد كه ايشان از كساني كه مي‌خواستند براي تبليغ به خارج از كشور بروند، امتحان دقيقي از مكاسب مي‌گرفتند و مي‌گفتند: «شما كه مي‌خواهي به خارج بروي بايد مكاسب را بلد باشي، دُرست بخواني و بفهمي. يعني بايد طلبه‌اي قوي باشي.» شايد شما در خارج، هيچ وقت نخواهيد مكاسب تدريس كنيد امّا بايد طلبة فهيمي باشيد، چون اسلام يك دين جامع است. شما نمي‌توانيد به تنهايي به بخش اخلاق يا روان‌شناسي آن بپردازيد بلكه بايد فقه و اصول هم بدانيد.

بنده معتقدم كه طلبه بايد حداقل تا پايان سطح و يكي دو سال درس خارج، فقه و اصول را بصورت جدّي و قوي كار كند بعداً در هر رشته‌اي مي‌خواهد وارد شود چون ما نمي‌خواهيم از پيشِ خودمان حرف بزنيم ما مي‌خواهيم از كتاب و سنّت حرف بزنيم، و روش فهم كتاب و سنّت هم با فقه و اصول بدست مي‌آيد.

اگر چه كتابها و برنامه‌هاي درسي ما خالي از اشكال نيست ولي همين درسها، عالِمان زيادي را تربيت كرده است و تا زماني كه جايگزين بهتري براي آنها پيا نشده نبايد آنها را دستِ‌كم گرفت يا رها كرد. اين مسير طلبگي، يك مسير نوراني و با بركتي است و نقايص و انتقادات موجود نبايد ما را دلسرد كند. اين جملة شهيد قدوسي(ره) خطاب به طلاب نبايد فراموش شود ايشان مي‌گفتند: «رفقا مطمئن باشيد با تمام اشكالاتي كه در طلبگي ما هست، راه همين است و بس.» به هر حال درس و بحث را جدّي بگيريد و بدانيد راه هر تخصّصي نيز از لمعه و مكاسب مي‌گذرد.

 

 

 

سوتيتر:

1.   حوزه جايگاهي است براي كساني كه اولاً به دنبال كسب علم و تقوا هستند و ثانياً خود را نسبت به جامعه اسلامي و در درجة بعد، هر كس كه طالب و تشنة حقيقت است؛ مسئول دانسته و براي رساندن حقيقت به او احساس وظيفه مي‌كنند.

2.      در حال حاضر كلماتي مثل شيعه، تشيّع، آيت الله و امثال اين اصطلاحات جزأ زبان انگليسي شده و در فرهنگ لغات آنها آورده مي‌شود.

3.      امروزه نمي‌توان كسي را پيدا كرد كه مدّعي باشد ايده و پيامي دارد ولي نمي‌تواند به گوش ديگران برساند.

4.   امروز جهان تشنة پيام شماست، انتقال پيام از طريق پلهاي ارتباطي فراوان هم به سادگي ممكن است؛ تنها نكته مهم، پردازش محتواي پيام است. قرار نيست ما از خودمان پيام بتراشيم بلكه بايد عرصه‌هاي جديد معارف ديني را كشف كنيم و متناسب با نياز و فهم جهان امروز و با زبان امروزي آنها را منقل كنيم.

5.      امروز حوزه‌هاي علميه در برقراري ارتباطهاي خارجي ضعف دارند شما در حوزه علميه متولّي مشخصي براي مسائل بين المللي نداريد.

6.   دربارة پيش‌نيازهاي علمي لازم براي انجام هرگونه فعاليت‌هاي حوزوي يكي از اساتيد ما از شهيد بهشتي(ره) نقل مي‌كرد كه ايشان از كساني كه مي‌خواستند براي تبليغ به خارج از كشور بروند، امتحان دقيقي از مكاسب مي‌گرفتند و مي‌گفتند: «شما كه مي‌خواهي به خارج بروي بايد مكاسب را بلد باشي، دُرست بخواني و بفهمي يعني بايد طلبه‌اي قوي باشي.»

7.      به هر حال درس و بحث را جدّي بگيريد و بدانيد راه هر تخصّصي نيز از لمعه و مكاسب مي‌گذرد.

8.   ما بايد به يك عقلانيتي دست يابيم كه بر اساس آن نيروهاي خود را تقسيم كنيم، يعني افراد را با توجّه به توانايي‌هايي كه دارند به وظايف مختلف بگماريم تا هر كسي در تخصّص خودش انجام وظيفه كند. در راستاي تعريفي كه از حوزه داشتيم يكي از وظايف حوزه، انتقال حقيقت به ديگران است. تخصص تبليغ بايد اين وظيفه را عهده‌دار شود؛ تخصّصي كه مطمئناً يكي از اركان هويت طلبه را تشكيل مي‌دهد.

 

+ نوشته شده در  84/12/28ساعت 16:35  توسط (هيئت تحريريه)  |